هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
خدا جون وقتی مرا نقاشی می کردی زیبا نقاشی ام کردی ممنون!!! سالم نقاشی ام کردی باز هم ممنون... با غرور نقاشی ام کردی باز هم ممنون... ولی آخه خدا جونم چرا تنها نقاشی ام کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلم گرفته از ادم هایی کع می گن دوست دارم اما معنی شو نمی دونن، از ادم هایی که می خوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن، از اونایی که زیر بارون برات می میرن و وقتی افتاب می شه همه چیز یادشون می ره.
میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت؟ جایی که می ری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم،تو تنها نیستی. تو کوله بارت عشق میذارم که بگذری،قلب میذارم که جا بدی،اشک میدم که همراهیت کنه، و مرگ که بدونی برمیگردی پیشم.
یکی محبت می کنه و یکی ناز می کنه! اونی که ناز می کنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست.
زندگی به من اموخت چگونه گریه کنم ولی گریه نیاموخت چگونه زندگی کنم.تو به من اموختی دوستت بدارم اما نیاموختی چگونه فراموشت کنم!
شاید یه کسی شب ها برای اینکه خواب تو رو ببینه به خدا التماس می کنه، شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ می زنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه.مطمئن باش یه کسی شب ها به خاطر تو توی دریای اشک می خوابه،ولی تو اون رو نمی بینی.
دستانم را پر از گلهای رز می کنم و با قلبی لبریز از امید به دیدن تو می ایم تا بگویم اولین باری که در چشمانت نگاه کردم زندگی برایم معنایی دیگر گرفت.عزیزترین همراه هرگاه دیدی سنگ گریه می کند و توانستی به اتش بوسه بزنی من هم می توانم فراموشت کنم.
بدترین درد این نیست که...عشقت بمیره.بدترین درد این نیست که...به اونی که دوستش داری نرسی.بدترین درد این نیست که...عشقت بهت نارو بزنه.بدترین درد اینه که...یکی رو دوست داشته باشی و اون ندونه.
