فریاد من سکوت کردن است...ابراز عشق من قهر کردن است...شادی من گریه کردن است...اما وقتی تو را می بینم از شادی عشق مو با فریاد ابراز می کنم.
+
نوشته شده در ساعت توسط شیما
|
دوست داشتن خیلی بهتر از عشق است. من هیچگاه دوست داشتن خود را تا بالاترین قله های عشق پایین نمی اورم.
+
نوشته شده در ساعت توسط شیما
|
خندیدم،خندید...اشکهام را افتاد،اونم شرشر گریه کرد!! ...دلم براش سوخت...نازش کردم اما دستم سوخت!؟اخه دلش گر گرفته بود.
+
نوشته شده در ساعت توسط شیما
|
در اعماق این عصر خاموش...من از طعم تصنیف در متن یک کوچه تنهاترم...بیا تا برایت بگویم...چه اندازه تنهایی من بزرگ است
+
نوشته شده در ساعت توسط شیما
|
قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شکوهی دارد...ایستادن بر روی دو پا ان لحظه که...به زمین خوردم!!!
+
نوشته شده در ساعت توسط شیما
|
