تبليغاتX
دل نوشته ها



رسم زندگي اين است روزي کسي را دوست داري و روز بعد تنهايي به همين سادگي او رفته است و همه چيز تمام شده مثل يک مهماني که به آخر مي رسد و تو به حال خود رها مي شوي چرا غمگيني ؟ اين رسم زندگيست پس تنها آواز بخوان

+ نوشته شده در ساعت توسط شیما |



دوست داشتن همیشه گفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگاه...غریبه!این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکدیگر نگاه کنیم.

+ نوشته شده در ساعت توسط شیما |



یک نفر...یک جایی...تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر می کنه احساس می کنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر داشته باش یک نفر...یک جایی...در حال فکر کردن به توست.

+ نوشته شده در ساعت توسط شیما |



خدا به تو دو تا پا داد تا با انها راه بروی.دو تا دست داد تا نگه داری.دو تا گوش برای شنیدن و دو تا چشم برای دیدن.ولی چرا فقط یک قلب به تو داد؟چون قلب دوم تورو به کس دیگری داد تا تو ان را پیدا کنی.

+ نوشته شده در ساعت توسط شیما |



وقتی سرت رو روی شونه های کسی میگذاری که دوستش داری بزرگترین ارامش دنیا رو توی خودت احساس می کنی و وقتی کسی که دوستش داری سرش رو روی شانه هات میگذاره احساس میکنی قوی ترین موجود جهانی

+ نوشته شده در ساعت توسط شیما |



کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقی ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز ان بی وفا باور ندارد.

+ نوشته شده در ساعت توسط شیما |



حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی...

+ نوشته شده در ساعت توسط شیما |



عمری با غم عشقت نشستم.....به تو پیوستم و از خود گسستم.....ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود.....تو را دیدم،پرستیدم،شکستم.....

+ نوشته شده در ساعت توسط شیما |



زندگی زیباست زشتی های ان تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست ان تدبیر ماست! زندگی اب روانی است روان می گذرد...انچه تقدیر من و توست همان می گذرد.

+ نوشته شده در ساعت توسط شیما |



من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام، یک شعر پر از غلط، یک پرنده ی بی اسمان، یک نسیم سرگردان، یک رویای ناتمام

+ نوشته شده در ساعت توسط شیما |



اگه یه روز دیدی که تموم درخت های کوچه و محلتونو بریدن اصلا ناراحت نشو چون هنوز منو داری که بهم تکیه کنی.

+ نوشته شده در ساعت توسط شیما |



سکوتم را به باران هدیه کردم،تمام زندگی را گریه کردم،نبودی در فراق شانه هایت به هر خاکی رسیدم تکیه کردم.

+ نوشته شده در ساعت توسط شیما |