تبليغاتX
دل نوشته ها



خندیدم،خندید...اشکهام را افتاد،اونم شرشر گریه کرد!! ...دلم براش سوخت...نازش کردم اما دستم سوخت!؟اخه دلش گر گرفته بود.

+ نوشته شده در ساعت توسط شیما |